خرید بک لینک
مرآت ولایت 4 – غلامرضا سازگارامشب شب تبسم و اشک پیمبر استبیشبهه از هزار شب قدر بهتر استجان محمّد است در آغوش مرتضی یا روی دست فاطمه قرآن دیگر استامشب خدا به وسعت ملک وسیع خویشبا جلوۀ حسینی خود نورگستر استامشب بوَد برای خدا هم شب حسینگلبوسۀ نبی است به لعل لب حسینامشب خدا ولیمه به خلق جهان دهدامشب خدا به پیکر توحید جان دهدامشب خدا گشوده ز رخ پرده بر رسولروی حسین را به محمّد نشان دهدتنها به یک ملک ندهد باز بال و پرامشب حسین بر همه خط امان دهد«فطرس» به فوج فوج ملک ناز میکنددور حسیـنِ فاطمــه پـرواز میکنداین قبلۀ دل همه، جان پیمبر استاین روح انبیا و روان پیمبر استاین مصحف نبی به سر دست فاطمهاین دست حیدر است و زبان پیمبر استاین بر فراز شانه مدال محمّد استاین روی سینه تاب و توان پیمبر استاین است آن حسین که آقای عالم استآقایـی تمــامی عالــم بــر او کـم استماه رسول، ماه خدا را نظاره کنخورشید آسمان هدا را نظاره کنبر روی دست فاطمه با صدهزار چشمرخسار سیدالشهدا را نظاره کنبر گرد کعبۀ دلِ ختم رسل بگردسعی آور و صفای صفا را نظاره کنسر تا قدم رسول خدا زاد فاطمهالحـق که سیدالشهدا زاد فاطمهمادر، حسین زاده بر این مادر آفریناین حیدرِ علی است، بر این حیدر آفرین این منظر جمال خداوند سرمد استبر منظر آفرین و بر این منظر آفرینگوهر بوَد حسین و صدف، قلب فاطمهبر این صدف سلام و بر این گوهر آفرینامشب خدا سلام فرستد به سوی اوگیرد رسـول در بر و بوسد گلوی اوای خاک پات تاجِ سرِ شهریارها ای برده دل ز طایفهها و تبارهااحمد که انبیا همه بوسند دست اوداده است عضوعضو تو را بوسه بارهابیش از هزار سال گذشت زمان هنوزباشد هزارهات همه لیل و نهارهادلهـای دوستـان خـدا نینـوای توستهر لحظه یک هزارۀ کرب و بلای توستملک وج

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1402 ساعت: 11:34

مرآت ولایت 5 – غلامرضا سازگارامشب شب نزول تمام ملایک است باور کنید بخت، به کام ملایک است هم کوثـر ولایـت و هم بادۀ بهشت پیوسته بحربحر به جام ملایک است بــارد بـرات عفــو الهـی ز آسمـان صبح قیامت است، قیام ملایک است بر هـر ملک کـه مینگرد از چهارسو چشمش به ماه روی امام ملایک است امشب ز صدهزار شب قدر، بهتر است قنداقـۀ حسین بـه دسـت پیمبر است **** ملک وسیـع حـق، یـم عفو عنایت است لبریــز، آسمــان ز فـروغ ولایـت است هر سورهای که مینگرم صورت حسین هر آیـه در ولادت او یـک ولایت است نور حسین، ارض و سما را به بر گرفت این نور، همچو نور خدا بینهایت است دوران تیـرگی و ضلالت بـه سر رسید امشب شب طلوع چراغ هـدایت است این شمع جمع محفل اولاد آدم است این کشتی نجـات غریقان عالم است **** پیغمبـران همـه شـده محو نظارهاش صف بستهانــد دور و بـر گاهـوارهاش این است آن سپهر ولایت که وقت صبح خورشید و ماه گشته به دور ستـارهاش خلـق زمیـن و اهـل سمـاوات، تـا ابد مرهون لطف و مرحمت بـیشمارهاش بالله عجیب نیست که در روز رستخیز دوزخ بهشت گـردد بـا یـک اشارهاش در روز حشر با کَرَم خود چهها کند ترسـم ز نار، قاتل خود را رها کند ملک وجود بسته به یک تار مـوی او گل کرده بوسههای محمّد به روی او این است کعبـهای که تمامی کائنات بگرفتهانــد دست توسـل به سوی او صورت نهد به خـاک قدمهـاش آبرو تـا کسب آبــرو کنــد از آبــروی او هرجــا کـه انبیـا بنشیننـد دور هـم باشد چراغ محفلشان گفتوگوی او باید نـدا دهیم کـه عالم حسینی است بالله قسم! رسول خدا هم حسینی است **** خرم کسی که در دو جهان با حسین زیست گمراه، آن کسی که امامش حسین نیست این است آن امـام شهیـدی که همچنان ب

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1402 ساعت: 11:34

مرآت ولایت 5 – غلامرضا سازگارالا مـلائکة الله! انس و جـان! تبریک! تمام خلق زمین! اهل آسمان تبریک! پیمبـران خـدا! عیدتـان مبـارک بـاد ولی امر خدا! صاحبالزمـان! تبریک! ولادت پسر فاطمـه امام حسین به ذات پاک خداوند لامکان تبریک! خبر دهید به عالم که عید، عید خداست ادب کنیـد کـه میـلاد سیـدالشهداست **** خدا به حضرت زهرا پسر عطا کرده بگو به عالـم خلقت پـدر عطا کرده برای عفو گنهکارها به پیغمبر قویتـرین سنـد معتبـر عطـا کرده شکفته لالۀ لبخند بر لب احمد خدا به نخل امیدش ثمر عطا کرده جمال غیب خداوند دیده شد امشب فروغ نامتنهاهـی دمیـده شد امشب **** زند رسول خـدا بوسه بر لب و دهنش نه بر لب و دهنش بلکه عضوعضو تنش درود نـور بــه نـور جمــال زیبـایش سـلام روح بـه آیـات مصحف بدنش به جای جامه دَرَد قلب خویش را یوسف اگر بـه مصر برد بـاد، بـوی پیرهنش مسیح، تشنۀ لبهای روحپرور اوست تمـام جـان محمّد درون پیکر اوست **** تمام عـالم خلقت یـم کـرامت اوست بقـای مکتب توحیـد در امامت اوست مـرا ز روز قیــامت کسـی نترســاند! قیامتی که خدا گفته عکس قامت اوست به شیعیـان علـی میخورم قسم صدبار که درس شیعه همان درس استقامت اوست اگرچه گریـۀ ما در شب شهادت اوست شب شهادت او هم شب ولادت اوست **** بهشت حــور ز نـور وی آفریــده شده جمال حق همه در این جمال، دیده شده ز دشت کربوبلا تـا به شام، بر سر نی کلام وحـی ز لبهـای او شنیـده شده حسین شـد بـه تمـام ستمگـران پیروز چه باک اگر که سرش از قفا بریده شده؟ سرش به نوک سنان جلوهگر شود هر روز شهیـد راه خــدا زندهتـر شــود هر روز **** حسین تا صف محشر چراغ ایمان است حسین در تـن توحید تـا ابـد جان است رسول گفت: حسین از من و

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1402 ساعت: 11:34

تا به دل عشق تو را دارم'>دارم چه غم دارم حسینرابطه با کربلا دارم چه غم دارم حسینخانه ات آباد باد ای بی کفن ارباب منمن که از داغت عزادارم چه غم دارم حسینتو هزاران یار داری من ولی غیر از تو هیچتا به دربار تو جا دارم چه غم دارم حسینجان زهرا مادرت ای شاه مایوسم مکنتا بگویم ادعا دارم، چه غم دارم حسینای که تو دست نوازش بر سر حُر می کشیگر چه من بارِ خطا دارم، چه غم دارم حسینآمدم امروز عهدی با تو بندم سیدیمن به عهد خود وفا دارم چه غم دارم حسینهر کسی با دلبری نازد در این شش روز عمرمن چون تو دلربا دارم چه غم دارم حسین

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: چهارشنبه 30 فروردين 1402 ساعت: 15:04

گریان روضه های توأم یابن فاطمهدلبسته ی هوای توأم یابن فاطمهجز عشق تو به درد دل من دوا نبودسرخوش از این دوای توأم یابن فاطمهخیر کثیر ما به خدا گریه بر شماستممنونِ این عطای توأم یابن فاطمهبیمار می شوم که تو تربت به من دهیدر حسرت شفای توأم یابن فاطمههر صبح و شام بر غم تو گریه می کنمدلخونِ ماجرای توأم یابن فاطمهزهرا گرفت دست مرا، سینه زن شدمسینه زنِ عزای توأم یابن فاطمهآب و گل دل همه ی ما ز کربلاستدلتنگِ کربلای توأم یابن فاطمهلب تشنه ی غریبِ بدونِ کفن، حسینگریان روضه های توأم یابن فاطمهوحید محمدی

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: چهارشنبه 30 فروردين 1402 ساعت: 15:04

بدم ؛ مرا به پیمبر ببخش یا الله !به اشک دیده ی حیدر ببخش یا الله !.تمام دار و ندارم محبت زهراستمرا به سوره ی کوثر ببخش یا الله !.به اشک چشم حسین و حسن قبولم کنمرا به این دو برادر ببخش یا الله !.به درگه تو گناه مکرر آوردممرا به عفو مکرّر ببخش یا الله !.ببر به کرب و بلا زائر حسینم کنبه آن ضریح مطهر ببخش یا الله !.به دست های علمدار کربلا سوگندبه حرمت علی اکبر ببخش یا الله !.به بانگ العطش نازدانه های حسینبه خون حنجر اصغر ببخش یا الله !.به سیدالشهدا و به خون حنجر اوکه شد بریده ز خنجر ببخش یا الله !.به لحظه ای که سر نیزه گشت با زینبسر حسین ، برابر ، ببخش یا الله !.به خون میثم تمّار ، جرم ” میثم ” رابه روی او تو نیاور ؛ ببـخش یا الله!...استاد حاج غلامرضا سازگار نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۴۰۲ توسط محمد باقر حصاری

برچسب: نویسنده: آروین مرادیان تاريخ: شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 11:45

صفحه بندی